هانا صیدیهانا صیدی، تا این لحظه: 13 سال و 1 روز سن داره

نی نی مامان حوریا

بدون عنوان

  سلام دختر گلم امروز 20 هفته و 4روزته مامانی . تکونات خیلی بیشتر شدن امروز دستم روی شکم گذاشتم و لگد زدناتو حس کردم دخترکم. بابا هادی هم رفته سومار و این هفته های که مامانی تنهاست تو خونه میرم خونه مامان کبری و پیش دختر خاله آوا که الهی قربونش برم از بس که ناز ملوس - خاله سارا هم از فردا قرار بیاد اونجا ، پسرخاله ات علی اصغر هم که حدود 2ماهی از تو بزرگتر تو دل مامانش سرته شده همش تکون می خوره ،دیروز هم رفته بودن براش لباس نوزادی گرفته بودن آبی رنگ.مامانی فدات شه باید منو و بابا هادی هم از این روزا بریم برات سیسمونی بگیریم . مامانی از رنگ یاسی و بنفش خوشش میاد شاید هم برات صورتی گرفتیم. دخترکم دیگه کمتر مامان اذیت میکنه خانوم ش...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

  دخمرکم سلام - مامان فدات شه تکون خوردنات دارم بیشتر حس میکنم معمولا وقتی دراز میکشم یا موقعی که روی مبل نشستم یا تو ماشین و یا روی صندلی محل کار برای خودت آروم آروم تکون می خوری و منم همش قربون صدقت میره . چند روز پیش چندتا از اسمهای که برات انتخاب کرده بودم برای دوستام فرستادم که نظرشون بدونم خاله الهه  هانا و مهرسا پسندید - خاله آذر مهرسا و روشنا ،خاله طیبه حلما و مهرسا و روشنا پسندید، دخترخاله رضوان روشنا ،عمو حمید حلما ،خاله لیلا و بارانی هم نازآفرین. مامانی اسم انتخاب کردن برات خیلی سخت . راستی دیروز روی مبل نشسته بودم داشتم فکر میکردم که برات ژاکت ببافم که چندبار تکون خوردی بعدشم به بابا هادی گفتم که برات کاموا بخره ...
5 خرداد 1392
1